تبليغاتX
پایگاه خبری تحلیلی سیاسی دگر اندیش


پایگاه خبری تحلیلی سیاسی دگر اندیش

حرفهایی گفتنی و شاید شنیدنی





















يكي از فيلم هايي كه هم اكنون بر پرده سينماهاي كشور در حال اكران است فيلم "كتاب قانون" به كارگرداني مازيار ميري است.فيلمي كه از ساخته شدن تا مجوز گرفتن راه طولاني طي كرده است.مازيار ميري كارگرداني است كه فيلم هايش از لحاظ سوژه واقعا كم نظير اند؛ در "قطعه ناتمام " به محدوديت آواز مي پردازد، در"به آهستگي" مردي را مي بينيم كه به وفاي زنش شك مي كند و در "پاداش سكوت" مردي كه مي گويد من قاتل پسر شما هستم. در فيلم هاي مازيار ميري يك زاويه ديد قابل پيگيري است؛سفر براي كشف ناشناخته ها را مي توان به مثابه يك تسبيح در سه فيلمي كه ساخته پيگيري كرد.در فيلم هاي ميري ميتوان موقعيت ها اشخاص و لحظاتي را پيدا كرد كه به روزمرگي ما بسيار نزديك اند.

خلاصه فيلم "كتاب قانون " اين است كه: مهندس رحمان توانا، كارمند عاليرتبه ي دولتي، در مأموريتي خارج از كشور، به يك دختر زيباي مسيحي دل مي بندد. پس از ماجراهايي، سرانجام دختر به دين اسلام مشرف مي شود و به همراه رحمان به ايران باز مي گردد. اما بازگشتش آغازگر ماجراهايي تازه است. از آنجا كه او به اختيار خود و با آگاهي كامل به اسلام گرويده، چالش جدي ميان او و كساني كه از طريق شناسنامه مسلمان هستند در مي گيرد. اختلافاتي ميان او و رحمان، خانواده رحمان، همكاران او و همه ي كساني كه مناسبات و احكام شرع را در رفتار و گفتارشان رعايت نمي كند. بتدريج ادامه ي اين اختلافات، گسترده تر مي شود تا جايي كه نومسلمان قصه ي ما، تصميم به ترك ايران و گسستن از همسرش مي گيرد. اما وقوع يك فاجعه ملي (زلزله بم) شناخت تازه اي از يك ملت به او مي دهد. كساني كه با همه ي ضعفهاي كوچك و ناچيزشان، در وقت خطر، حماسه آفرين مي شوند و معناي تازه اي از اتحاد و انسجام را به نمايش مي گذارند.

 

در اين فيلم زني را مي بينيم كه از ديار ديگري آمده است ؛زني در همين نزديكي كه قرار است به ما و عقايد ما نزديك شود. او به دين اسلام باور دارد و ما براي راه ندادن او به دينمان هر كاري كه لازم است انجام مي دهيم."كتاب قانون" آئينه اي است كه مي خواهد با عبور از لبه باريك طنز و درام به ما پند اخلاق بدهد. در اين فيلم مازيار ميري سعي دارد ديالوگ ميان دو فرهنگ را به تصوير كشيده و نقد كند.درون مايه طنز فيلم از تضاد و تقابل دو ديدگاه شكل مي گيرد؛ديدگاه افراطي و سنت گرايانه به آموزه هاي ديني در مقابل خوانش متعادل از اين آموزه ها،به گونه اي كه تضاد ميان آنها خالق طنز و كمدي باشد.از آنجا كه اين دو نوع رويكرد در مقابل هم قرار دارند همه تقسيم بندي هاي موجود در فيلم متكي بر اين ديدگاه سياه و سفيد و خط كشي هاي از پيش تعيين شده است.آمنه تنها نماينده قطب مثبت و بقيه كاراكترها (كه البته همه تيپ هستند) نماينده ديدگاه افراط گرايانه هستند.

در فيلم يكي از نقاط منفي كه در ما مسلمانان شناسنامه اي به شدت وجود دارد،يعني عدم ميل به يادگيري چه از پيامبر و چه از يك تازه مسلمان، به خوبي نشان داده شده است.

در فيلم به تحولي كه ژوليت را به آمنه تبديل مي كند اصلا پرداخته نمي شود و البته اين مسئله براي فيلم موضوعيت ندارد اما به هر حال سوالش در ذهن مخاطب باقي مي ماند.موضوع اصلي فيلم يعني "تاثير پذيري و تاثيرگذاري" نيز به جزئيات كشيده نشده است و يك اغراق در ذهن مخاطب باقي مي ماند؛يعني باور برخي تاثير پذيري هاي رحمان از آمنه دشوار است. نكته ديگر كه جاي كار داشت عدم تاثير پذيري آمنه از اين همه عيوب مسلماني ماست كه باورش براي مخاطب سخت است؛ چون مخاطب چگونه مسلمان شدن آمنه را نديده ،نمي تواند باور كند كه آمنه از مسلماني رياكارانه ما تاثير نپذيرد.

در فيلم ما نگاه كارگردان را به موضوع ديالوگ دو فرهنگ نمي بينيم و رويكرد كارگردان در اين زمينه براي ما روشن نيست.وجود شخصيتي كه بتواند به راحتي مسلمان شدن آمنه را بپذيرد هم در فيلم ديده نمي شود و اين نكات بر اغراق فيلم مي افزايد.

به هر حال هم سوژه داغ اين فيلم و هم درون مايه طنز آن و حضور بازيگر توانمندي چون پرويز پرستويي توانسته مخاطبان زيادي را به گيشه سينما بكشاند.البته نكته اي كه نگفتن آن انصاف نيست اين است كه برخلاف برخي فيلم ها اين فيلم براي گيشه ساخته نشده و ميتوان نام "محصول فرهنگي" را بر آن نهاد.

توقع بی جایی است که فکر کنیم با اکران این فیلم جامعه ما مدینه فاضله ای خواهد شد که دین و آیینمان ترسیم می کند، زیرا بعضی یا بهتر بگوییم خیلی ها حوصله طی طریق اصلی آسفالته را نداشته و به هر عملی متوسل می شوند تا از میان بر رفته و زودتر برسند؛ حتی اگر متحمل خرج سنگین یک جلوبندی شوند!

کتاب قانون را ببینید و کلاه خود را قاضی کنید که تا چه حد پایبند به این کتاب هستید؟

 

نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 17:25 توسط امین پورحجازی| |

ميدونين روشنفكر يعني چي؟يعني اينكه آدم روشن فكر كنه!همين! البته براي اينكه نشون بدي روشن فكر مي كني بايد يه جوري باشي! پرسيدي چه جوري،الان روشنت مي كنم.ببين بايد هر چند وقت يه بار(بسته به مقدار روشنفكر بودنت) يه جمله از بتهوون يا نيچه بگي و به شدت متاثر بشي و بعد با دستمال سبز(نماد روشنفكري) اشكاتو پاك كني!موضوع ديگه اي كه باهاس بهش توجه كني حرف زدنه،يعني بهتر برات بگم قيشنگ حرف زدنه،حالا اگه توي حرفات يه موقع تناقض و محالات پيش اومد اصلا مهم نيست؛پس ياد بگير كه قيشنگ حرف بزني.براي اينكه جوات مواتا حرفاتو نفهمن يه سر به فرهنگك ايسمها بزن و تا ميتوني اونا رو استعمال كن. اما اصل قضيه اينه كه بايد از شرايط موجود گلايه مند باشي و كشور رو لب پرتگاه ببيني. از خاطراتت توي كوچه پس كوچه هاي شيكاگو و كافه تريا پاريس بگو، از پيشرفت هاي ژاپن بگو و... .

اما يه كم از تاريخچه روشنفكري براتون بگم:

اصولا اين مقوله از زماني شروع شد كه غضنفر مي خواست بره خواستگاري و به همين مناسبت يه درازآويز زينتي به گردنش آويزون كرد.بعدها كه غضنفر يه سفر خارجي رفت و با واژه "انتلكتوئل" آشنا شد بر ميزان روشني فكرش افزوده شد و وقتي به ايران برگشت مردم رو جمع كرد و به اونها گفت:اي مردم!بدانيد عامل بدبختي ما داشتن سبيل و نداشتن گردن آويز است و خارجي ها با داشتن گردن آويز و نداشتن سبيل پيشرفت كرده اند! مردم كه حسابي كفشون بريده بود با خودشون مي گفتند بابا اين ديگه آخرشه! البته براي غضنفر اين تازه اولش بود؛چون غضنفر هر روز يه حرف تازه مي زد.اون مي گفت بايد با استعمار مبارزه كرد آنهم مبارزه اساسي؛اما همين غضنفر وقتي براي دادن امتياز به انگليسي ها دلالي مي كرد اسمشو مي ذاشت موازنه مثبت! غضنفر حتي تونست "ميرپنج" رو "رضاشاه" كنه.اون حتي تونست به ياري "شعبون بي مخ" توي كودتاي 28 مرداد اثر بزاره.

غضنفر كه شنيده بود افيون مردم دينه برا همين با امام جماعت مسجدشون چپ افتاد. اما از ايجا به بعد ديگه حرفاي غضنفر خيلي خريدار نداشت و اي داستان ادامه پيدا كرد تا زماني كه گنده غضنفرا شد آقاي دكتر رئيس! اينجا بود كه غضنفر شمشيرو از رو كشيد.اين بار غضنفر مشكلات مملكت رو اساسي تر بررسي كرد؛اون گفت همه مشكل ما اينه كه هنوز تو مملكتمون خدا نمرده! اينجا بود كه همه فهميدن يه لامپ nكيلو وات به كله غضنفر وصله!

اما امروز ديگه غضنفر از روشن فكر كردن حرف نمي زنه! اون ميگه چاره در انديشه سبز است و لاغير!

برا همين دوباره شعبون هاروstand by كرده كه به خيالش مثل كودتاي 28 مرداد... .

خب سرتون رو درد نيارم؛گپ آخر اين كه اگه خواستين روشنفكر باشين اما غضنفر.... و اگه خواستين سبز باشين اما سبزي.... .

 

نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 17:17 توسط امین پورحجازی| |

ميدونين روشنفكر يعني چي؟يعني اينكه آدم روشن فكر كنه!همين! البته براي اينكه نشون بدي روشن فكر مي كني بايد يه جوري باشي! پرسيدي چه جوري،الان روشنت مي كنم.ببين بايد هر چند وقت يه بار(بسته به مقدار روشنفكر بودنت) يه جمله از بتهوون يا نيچه بگي و به شدت متاثر بشي و بعد با دستمال سبز(نماد روشنفكري) اشكاتو پاك كني!موضوع ديگه اي كه باهاس بهش توجه كني حرف زدنه،يعني بهتر برات بگم قيشنگ حرف زدنه،حالا اگه توي حرفات يه موقع تناقض و محالات پيش اومد اصلا مهم نيست؛پس ياد بگير كه قيشنگ حرف بزني.براي اينكه جوات مواتا حرفاتو نفهمن يه سر به فرهنگك ايسمها بزن و تا ميتوني اونا رو استعمال كن. اما اصل قضيه اينه كه بايد از شرايط موجود گلايه مند باشي و كشور رو لب پرتگاه ببيني. از خاطراتت توي كوچه پس كوچه هاي شيكاگو و كافه تريا پاريس بگو، از پيشرفت هاي ژاپن بگو و... .

اما يه كم از تاريخچه روشنفكري براتون بگم:

اصولا اين مقوله از زماني شروع شد كه غضنفر مي خواست بره خواستگاري و به همين مناسبت يه درازآويز زينتي به گردنش آويزون كرد.بعدها كه غضنفر يه سفر خارجي رفت و با واژه "انتلكتوئل" آشنا شد بر ميزان روشني فكرش افزوده شد و وقتي به ايران برگشت مردم رو جمع كرد و به اونها گفت:اي مردم!بدانيد عامل بدبختي ما داشتن سبيل و نداشتن گردن آويز است و خارجي ها با داشتن گردن آويز و نداشتن سبيل پيشرفت كرده اند! مردم كه حسابي كفشون بريده بود با خودشون مي گفتند بابا اين ديگه آخرشه! البته براي غضنفر اين تازه اولش بود؛چون غضنفر هر روز يه حرف تازه مي زد.اون مي گفت بايد با استعمار مبارزه كرد آنهم مبارزه اساسي؛اما همين غضنفر وقتي براي دادن امتياز به انگليسي ها دلالي مي كرد اسمشو مي ذاشت موازنه مثبت! غضنفر حتي تونست "ميرپنج" رو "رضاشاه" كنه.اون حتي تونست به ياري "شعبون بي مخ" توي كودتاي 28 مرداد اثر بزاره.

غضنفر كه شنيده بود افيون مردم دينه برا همين با امام جماعت مسجدشون چپ افتاد. اما از ايجا به بعد ديگه حرفاي غضنفر خيلي خريدار نداشت و اي داستان ادامه پيدا كرد تا زماني كه گنده غضنفرا شد آقاي دكتر رئيس! اينجا بود كه غضنفر شمشيرو از رو كشيد.اين بار غضنفر مشكلات مملكت رو اساسي تر بررسي كرد؛اون گفت همه مشكل ما اينه كه هنوز تو مملكتمون خدا نمرده! اينجا بود كه همه فهميدن يه لامپ nكيلو وات به كله غضنفر وصله!

اما امروز ديگه غضنفر از روشن فكر كردن حرف نمي زنه! اون ميگه چاره در انديشه سبز است و لاغير!

برا همين دوباره شعبون هاروstand by كرده كه به خيالش مثل كودتاي 28 مرداد... .

خب سرتون رو درد نيارم؛گپ آخر اين كه اگه خواستين روشنفكر باشين اما غضنفر.... و اگه خواستين سبز باشين اما سبزي.... .

 

الف .كاردرس
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 17:10 توسط امین پورحجازی| |

يك روزنامه آمريكايي نوشت: حساب باز كردن دولت اوباما روي تلاش طرفداران سازش با آمريكا در ايران به قدر كافي معقول و قابل درك است اما در عمل و واقعيت، اين تاكتيكي از سوي ايران براي طولاني ساختن مذاكرات و تسريع روند غني سازي اورانيوم است.
روزنامه واشنگتن پست در مقاله اي با عنوان «تهران فرصت پيدا مي كند»، با بيان اينكه «دولت اوباما به پيروزي طرفداران مذاكره در ايران اميدوار است» نوشت: از وقتي كه دولت اوباما اعلام كرد ايران ارسال اورانيوم غني شده به روسيه را پذيرفته، 5 هفته مي گذرد. دولت اوباما وعده مي كرد چنين اقدامي،برنامه هسته اي ايران را يك سال يا بيشتر به تاخير اندازد. اما اكنون پس از 5 هفته، هيچ محموله اي به روسيه ارسال نشده و ايران شرايط پيشنهادي را رد مي كند.
اين روزنامه اضافه كرد: به نظر مي رسد دولت اوباما اميدوار است جر و بحث در داخل رژيم ايران به برنده شدن طرفداران مذاكره و سازش منجر شود. البته اين محاسبه معقول و قابل درك است اما در عمل همين شيوه به اعتقاد بسياري از كارشناسان، تسهيل كننده استراتژي مورد نظر و تاكيد ايران است كه بر پايه طولاني كردن مذاكرات و جلوگيري از وضع تحريم ها در كنار گسترش غني سازي اورانيوم است. همان گونه كه فعالان اپوزيسيون حكومت اسلامي هشدار داده اند، هر روز كه مي گذرد سانتريفيوژهاي ايران شش پوند (نزديك 3 كيلوگرم) اورانيوم غني شده توليد مي كنند. مخالفان جمهوري اسلامي مي گويند اوباما يا با اونا يا باما. اوباما بايد زودتر به اين پيام مخالفان پاسخ دهد.
در همين حال روزنامه بحريني البلاد در تحليلي با عنوان «ايران غرب را تسليم خود كرد» نوشت: ماراتن مذاكرات بين ايران و 1+5، يك موفقيت براي ديپلماسي ايران به شمار مي رود و غربي ها در نهايت با برخي شرايط تسليم اراده ايرانيان شده اند. ايراني ها به خوبي و به شكل كاملاًحرفه اي با رعايت فنون مذاكره، روش هاي مانور ديپلماتيك، غافلگير كردن،كش دادن مذاكره و پيچيدن دور گردن دشمنان خود را به كار بستند. آنها برنامه هسته اي خود را در كمال آرامش ادامه دادند و محاصره اقتصادي و علمي را شكستند.
به نوشته البلاد «صهيونيست ها در اين ماجرا همچون سگ پارس مي كنند تا حدي كه غرب هم از هياهو و ناله و فرياد آنها به ستوه آمده است... غرب همچنان كه در آغاز راه به تدريج به خواسته هاي ايران گردن نهاد، در پايان كار نيز با برخي ضمانت ها، به اراده نهايي ايرانيان تن خواهد داد».

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:56 توسط امین پورحجازی| |

پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامی که "علی اکبر محتشمی پور" رئیس کمیته صیانت آراء میر حسین موسوی و از سران آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جهت شرکت در کنفرانس سازمان های مردم نهاد حامی فلسطین که در سوریه برگزار می شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زینب (س) مورد سوال دو خبرنگار ایرانی قرار گرفت.

به گزارش رجانيوز، حمید داودآبادی در ویلاگ شخصی خود نوشت :محتشمی‌پور که شدیدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همین خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر می داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ایرانی، عصبانی شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب می دیدند حامی شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" حامیان موسوی، به عنوان رئیس جمعیت حامیان فلسطین به دمشق آمده است، طفره رفت.

محتشمی‌پور در حالی که شدیدا عصبی شده بود، سعی داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که این شگرد با تلاش او برای قاپیدن ضبط خبرنگار، خنثی شد.

خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمی در برابر فلسطین و لبنان بودند، از او خواستند که بگوید چرا تا چندی پیش فلسطین و لبنان در اولویت اعتقادی امثال او بود ولی امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابیون و از همه بدتر بلندگوهای رژیم صهیونیستی، به نفی همه آرمان های امام خمینی (ره) پرداخته است.

این برخورد محتشمی‌پور نشان گر این مسئله است که برخی افراد، برای دست یابی به منافع و مصالح شخصی خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتی را که زمان برای آن تا پای جان مایه گذاشتند، امروز به سادگی قربانی کنند.

لازم به ذکر است که علی اکبر محتشمی‌پور سفیر اسبق ایران در دمشق، مدعی است که "حزب الله لبنان" را او پایه گذاری کرده و از فعالان عرصه فلسطین نیز می باشد. وی که هنوز رئیس جمعیت حامیان فلسطین است، هنگامی که در دهه 60 از مدافعین سرسخت آرمان های لبنان و فلسیطن بود، در توطئه بمب گذاری صهیونیست ها در بسته ای که برای او فرستاده بودند، در راه آرمان های برحق امام خمینی (ره) در دفاع از مظلومان فلسطین و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع یک دست از مچ و جراحات بسیار دیگری را برای او به دنبال داشت.
محتشمی‌پور از جمله افرادی است که آمریکا و صهیونیست ها به دلیل ضرباتی که از حضور او در لبنان و

سوریه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصبانی هستند و وی از اولین نفرات لیست "سازمان سیا" و "اف .بی .آی" آمریکا برای ربودن یا ترور می باشد.

در هنگامه انتخابات دهم ریاست جمهوری، محتشمی‌پور همچون موسوی و کروبی، به سادگی همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پای قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سعی کرد تا لبخند دشمنان دیرین خود را بطلبد!

متن کامل گفت وگو با علی اکبر محتشمی‌پور:

(البته من در این مورد هیچ نظری ندارم چون به عینه دیدم که شعار "نه غزه نه لبنان" شعار همه طرفداران موسوی نبود)

م ـ حاجی سؤال منو جواب می‌دید؟
محتشمی‌پور: اینجا جای دعا و ...
م ـ حاجی دعا چیه؟ دعا باید اثر داشته باشه. ما دین رو از شما یاد گرفتیم. انقلاب رو از شما یاد گرفتیم. استکبارستیزی رو از شما یاد گرفتیم، اون‌ وقت طرفدارای شما میان توی خیابونای تهران داد می‌زنن می‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. شما هم که دم از فلسطین می‌زنین، من نمی‌تونم این تعارض رو حل کنم.
محتشمی‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمی‌فهمی.
م ـ من نمی‌فهم؟! من جوان جویای جوابم.
محتشمی‌پور: اگه شعور داشتی می‌فهمیدی.
م ـ با طرفداراتون هم ...
محتشمی‌پور: برو اون ‌ور ...
م ـ من موندم کروبی‌ای که...
محتشمی‌پور: برو از کروبی بپرس.
م ـ چه فرقی داره؟ حضرت‌عالی رئیس کمیته صیانت از آرای اون بودی! جواب سوال های منو کی باید بده؟ این گندی که زدید به مملکت و حیثیتش رفت و ...
محتشمی‌پور: به تو چه ربطی داره؟
م ـ یعنی چی چه ربطی داره؟ شما که توی ایران نیستید کسی از شما سؤال کنه ...
محتشمی‌پور: تو ایران باهات صحبت می‌کنم.
م ـ شما اصلا جرات می‌کنی پات رو بذاری ایران؟
محتشمی‌پور: عجب خری هستی! من فردا ایرانم ...
م ـ ا، یعنی چی می‌گی خری؟
محتشمی‌پور: خب معلومه دیگه این جور که حرف می‌زنی همینه دیگه ...
م ـ جواب منو نمی‌دی؟
محتشمی‌پور: به تو جواب نمی‌دم.
م ـ آهان... همه‌تون همینید. اون میرحسین‌تون هم یک‌بار نیومد مصاحبه کنه به کسی جواب پس بده.
محتشمی‌پور: شما انسان هستی یا نیستی؟
م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم می‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط می‌کنم. چهار روز دیگه می‌ذارم روی سایت. درست حرف بزن، شما یک‌ زمانی وزیر کشور بودی.
د: حاج‌آقا جلوی موج سبزی‌ها هم همین جوری صحبت می‌کنی؟ بهشون می‌گی خرید؟ شما که به مخالف خودت می‌گی خری، نمی‌فهمی؟
م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. باید مردم بفهمند با یک سوال‌ کننده چطور حرف می‌زنید.
محتشمی‌پور: هر کاری می‌خوای بکنی بکن.
د: حاج آقا امام را ارزان فروختی به موسوی و کروبی ...
محتشمی‌پور: شما که بلدید از این کارها بکنید. برید بکنید.
د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو برای چی دادی؟ برای کروبی دادی؟ برای زندان زنان کروبی دادی؟
محتشمی‌پور: شماها که می‌تونید همه کاری بکنید.
د: شما که بدتر از همه هر کاری می‌تونید بکنید. خدای این کارهایید.
محتشمی‌پور: من حرفی ندارم با شما بزنم.
م ـ ما حرف داریم با شما.
محتشمی‌پور: بزنید. شما که دارید، روزنامه دارید، تلویزیون دارید.
م ـ شما هم ...
محتشمی‌پور: اینترنت دارید...
م ـ اینترنت که مال ارباب‌های شماست. مال یو اس‌ آ ست.
د: مگه شما نداشتید؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجی رو ندارید. از این گنده‌تر می‌خوایید؟ اون ها که دارن حرف‌های شما رو می‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اینه که گوگوش اومده سبز می‌پوشه. همه عشق آقای موسوی مگه این نیست؟
محتشمی‌پور: شما که این‌ جور متهم می‌کنید ...
د: متهم نمی‌کنیم. خودتون می‌گید. شما از زندان زنان کروبی خبر نداری؟ از فسادهای کروبی توی بنیاد شهید خبر نداری؟ همه رو می‌دونی ...
محتشمی‌پور: شما هی فحش می‌دید ...
م ـ ما کی فحش دادیم. شما به من گفتی خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
محتشمی‌پور: مگه شما آزاد نیستی که سوال کنی؟
م ـ مگه شما دستت رو برای لبنان ندادی؟
محتشمی‌پور: به شما چه ربطی داره دستم رو برای چی دادم؟
م ـ نه غزه نه لبنان یعنی چی؟ شما به ما یاد داد دادید استکبار ستیزی رو.
محتشمی‌پور: من هر کاری کردم به خاطر خدا کردم.
م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام می‌دید؟
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
م ـ ا. حاجی این یه دونه که نیست که ماها معمولا چند تا از اینها داریم. رکوردر من رو هم که بشکنی چیزی عوض نمی‌شه ...
د: شما با سعید حجاریان و خسرو تهرانی چه فرقی داری؟ از خون رجایی گذشتید به خاطر خسرو تهرانی؟
م ـ ببین ... این مردمی که اومدن این جا برای زیارت، یک نفرشون سبزی نیستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که این رئیس کمیته صیانت از آرای کروبی و موسویه، تیکه بزرگه‌ات گوشته. این جوری هستن مردم. طرفدارای شما توی شمال تهران دارن الواط بازی درمیارن.
د: دینت رو مجانی فروختی حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خیر کنه.
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت راهش را کشید و به طرف بیرون حرم رفت و همراه با میزبانان پاکستانی اش سوار بر ماشین مدل بالایی شد و رفت.)

فایل صوتی

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 14:4 توسط امین پورحجازی| |


این چند وقت که نبودم، از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان داشتم روی طرح وحدت ملی کار می‌کردم. اخیرا کارم به نتیجه رسیده و گروه‌های سیاسی می‌توانند با استفاده از بسته پیشنهادی اینجانب، وحدت ملی را در میدان عمل تحقق بخشند. بدیهی است از نظرات منتقدان، کارشناسان و اهل فن در نقد این بسته پیشنهادی پیشاپیش استقبال کرده و اینطور نیست که طرح خود را بی‌نیاز از تیغ اصلاح بدانم و بشدت بر این باور هستم که رسیدن به یک بسته پیشنهادی مطلوب میسور نمی‌شود الا با مشورت، هم‌اندیشی و نظرپرسی از نخبگان، دانشگاهیان، اساتید، معلمان، دانش‌آموزان، دانش‌پژوهان، دانشمندان، مخترعین، مکتشفین و....


پرواضح است که اگر انتقاد دلسوزان از طرح حقیر به مثابه تخریب باشد، واکنش اینجانب به نقد مذکور بسیار تند و پشیمان‌کننده خواهد بود اما دست‌هایی را که به جای تخریب بسته پیشنهادی، انتقاد دلسوزانه را سرلوحه کار قرار می‌دهند، چنان می‌فشارم که نگو.


محورهای رسیدن به وحدت ملی

1- نامگذاری یک خیابان به نام وحدت ملی
2-
نامیدن 10 روز از سال به عنوان دهه وحدت ملی
3-
برگزاری مسابقات چهارجانبه، جام وحدت ملی در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی
4-
ایجاد وزارتخانه‌ای جدید با نام وزارت وحدت ملی
5-
تاسیس معاونتی تازه با عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان فراری دادن سران اغتشاش از محاکمه
6-
گنجاندن یک واحد وحدت ملی در دروس دانشگاهی
7-
تاسیس کمیسیونی در مجلس شورای اسلامی با نام کمیسیون وحدت ملی به ریاست ابوموسي اشعري.

.


 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 15:41 توسط امین پورحجازی| |

درپی ناراحتی همسر یکی از نخبگان نظام از نتایج انتخابات و اعلام اینکه من از احمدی نژاد خوشم نمی آید،تصميم گرفتم براي رفع ناراحتي اين بانوي بزرگوار كه حتي امثال سوسانو و يانگوم در مقابل كرامت ايشان شمشير انداخته و آشپزي را رها مي كنند، طرح وحدت ملي جديد را به دنياي رسانه معرفي كنم. لازم به ذكر است در ايام بعد از اعلام نتايج انتخابات كه به ضرر اين خانواده محترم!!! تمام شد، دختر بزرگوار و با كرامت ايشان چنان دچار روان پريشي وسوء هاضمه شد كه تنها وتنها به خوردن ساندويچ ومشتقات آن همچون داگ هات-نوشابه-لپ لپ و.. اقدام مي كنند. روان پزشكان به اين بانوي مكرمه واهل فضل پيشنهاد كردند جهت رفع افسردگي و جلوگيري از انزوا، در روزهايي كه احساس مي كند خيابان شلوغتر است به ميان تجمع كنندگان رفته و با آنها به درد دل بنشيند. واقعا وحدت رمز پيروزي است ولي در تعجبم چرا اين اهالي فضل و تقوا از وحدت خود با سرمايه داران محترم، رانت خواران عزيز،براندازان متفكر و بي گناه،رسانه هاي زنجيره اي و... در جهت شكست دكتر احمدي نژاد نتيجه اي نگرفتند؟ پس ضمن اعلام طرح خود بازهم مي گويم من به عواقب اين وحدت مشكوكم.

سرفصل هاي طرح وحدت:

۱- عذر خواهي احمدي نژاد از قربانيان هلوكاست، آلوكاست،زردآلو كاست، شليل كاست و.... زيرا وي با زيرا فرد سمجي مثل ايشان كه به راحتي ۶ميليون كشته را زير سوال مي برد پس زير سوال بردن كشته هاي ساختگي نخبگان سياسي!!! كاري ندارد.(بهتر است نام واقعه كشته شدن دروغين حوادث بعد از انتخابات را دروغ كاست-تقلب كاست ناميد).

۲- ابراز همدردي با سربازان كشته شده آمريكايي، انگليسي و.. كليه عزيزاني رنج و مشقت دوري از همسر و بچه، دوست دختر، شريك همجنس و...را به جان خريده تا براي تامين جان عزيزان قاچاقچي مواد مخدر، تروريستهايي كه از دست مردم افغانستان به ستوه آمده بودند به افغانستان قدم بگذارند. اين عزيزان هم چنين در عراق به جنگ كساني رفتند كه حكومت كاملا دموكرات صدام حسين را براندازي كردند(لازم به ذكر است با وجود شركت متقلبانه كليه سربازان آمريكايي وغربي در انتخابات عراق با شناسنامه هاي بعثي، بازهم گروههاي ضد غربي پيروز شدند).

۳-ابراز همدردي با سربازان سبزپوش كشته شده اسراييل به دست تروريستهاي حماس وحزب الله غاصب!!!. اين عزيزان كه تنها جرمشان حركت در مسير اعتقادشان يعني از نيل تا فرات بود به جرم ابراز عقيده كشته شده اند. نمي دانيم ابراز عقيده را كجا با گلوله پاسخ مي گويند. يا حتي وقتي اسراييل عزيز پس از تفكر بسيار به ابراز عقيده خود در مورد نابودي ايران مي پردازد، بازهم با واكنش خشونت طلبانه احمدي نژاد در سازمان ملل روبه رو مي شود. ما از اينكه سالها ناآگاهانه عليه شما شعار مي داديم معذرت مي خواييم.(خدايي راستشو بخواييد پرچم حماس سبزتره يا پرچم اسراييل غاصب؟اگه جنبش سبزي هستيد بايد طرفدار سبزا باشيد. نفاقتون اينجايه كه اگه فردا احمدي نژاد بگه من هم جنبش سبزم مياييد عليهش شعار مي ديد).

۴-محاكمه كليه لباس شخصي هاي خشونت طلبي كه ۸ سال تمام سربازان عزيز وسبزپوش صدام حسين را نا جوانمردانه قتل و عام كرده واز شهر و ديار مورد نظرشان(آبادان، خرمشهر، مهران، هويزه، فاو) بيرون راندند. تنها جرم اين عزيزان اين بود كه احساس مي كردند ايران محل مناسبي براي زندگي و ترويج انديشه هاي بعثي است وايران بازهم مخالف آزادي بيان وعقيده است و جواب انديشه را با برنو،كلاشينكف و قناسه مي دهد(بسيجي واقعي همت بود وباكري. حالا جالبه كساني اين شعارها را به خورد افراد احمق مي دن كه خودشون روزي همين عزيزانو خشونت طلب مي دونستن. احمق هاي سياسي مثل مهاجراني كه مي گفت جنگ ما خشونت طلبي بود. يادمون نرفته سالمندان سياسي نهضت ضد ازادي چه تهمت هايي به شهيد چمران وفرماندهان ديگه مي زدن. عزيزاي من، شهيد همت به خاطر كشتن همون چندتا عراقي هم تا سالها دستمايه انتقاد روزنامه هاي زمان خاتمي مثل ايران بود كه از شهداي عزيزمون با عنوان ياران ديكتاتور نام برده بود. لطفا از شهدا استفاده ابزاري نكنيد).

۵-ميرحسين موسوي متعهد مي شود با كمكهاي انسان دوستانه برادر بزرگوار مهدي هاشمي، خسارت سطل آشغالهاي سوزانده شده در انتخابات را بپردازد. در عوض دكتر احمدي نژاد بايد متعهد شود با افتتاح يك ساندويچ فروشي اختصتصي جنب بيت آقاي هاشمي زمينه رضايت دختر روان پريش ايشان را فراهم كنند تا ديگر به بهانه خريد ساندويچ آماج تهمت و افترا قرار نگيرد. مملكتي كه نشه توش ساندويچ بخوري به چه درد مي خوره؟(نمي دونم فايزه خانم كه ماشاالله هزار ماشاله زياد...... داره وبه راحتي ...........حالش از غذاهاي اشرافي به هم خورده كه هوس ساندويچ خوردن داشته؟ احتمالا مي خواست كاغذشو آتش بزنه تا به اغتشاشات كمك كنه).

۶-اعطاي محرمانه مدرك دكتراي ميرحسين موسوي و خانم زهرا رهنورد اين زوج عاشق سياستمدار. هم چنين دختر محترمانه شان به جهت نخبگي و تهراني بودن بايد هرچه سريعتر در هر سازمان و وزارتي كه ميل داشتن استخدام رسمي بشن. بي شك اين امر گام مهمي در ايجاد وحدت بين مير حسين موسوي و زهرا رهنورد است كه مدتهاست كتكهاي ميرحسين موسوي را نوش جان مي كند(اگه دختر ميرحسين موسوي در سازمان انرژي اتمي يه كاره اي بشه فردامي بيني كه هرروز اعلام مي كنه: تقلب ايران در دستيابي به سوخت هسته اي- تقلب ايران در پرتاب موشك به فضا- اگه امريكا به ايران در موعد مقرر حمله نكنه پس تقلب شده).

۷- اعطاي سهميه كاغذ به آقاي كروبي جهت نامه نگاري. هم چنين لازم است دولت دهم با استخدام يك مشاور زبان فارسي و عربي در خدمت اين نخبه عزير وسياستمدار باكياست!!! زمينه نامه نگاري هاي اين عزيز كه تنها وتنها جهت تزريق نشاط به فضاي سياسي جامعه است را فراهم كنند. بي شك اين نامه نگاري ها باعث روي آوري قشر عظيمي از ملت از ايميل به نامه نگاري است.هم چنين در هر سال به مدت يك هفته اجازه اقامت آقاي كروبي در ساختمان پاستور به عنوان رييس جمهور منتخب اعطا كنند. البت هتوصيه مي كنيم به هيچ وجه اجازه هيچ گونه ديدار سياسي با مردم و به خصوص سفرا ومسئولان خارجي ر ابه ايشان ندهند.
ادامه دارد
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 14:33 توسط امین پورحجازی| |

این روزها عده ای نجوای وحدت ملی را در سر می پرورانند و رسانه های داخلی طرفدار غرب نیز با آب و تاب به انعکاس آن پرداخته و شدیدا پی گیری می کنند.

هر چند عده ای با وجهه ای مثبت نیز در صدد اجرای این موضوع هستند در کنار آنها برخی سران شکست خورده سیاسی موسوم به اصلاح طلبها نیز به چشم می خورد.

ناگفته نماند نقطه خطرناک این طرح عوامل پشت پرده آن و نیات شومی که در سر می پرورانند هست. افرادی چون هاشمی رفسنجانی ٬ لاریجانی و دوستان شکست خورده شان با توجه به اقداماتی که بعد از انتخابات و در اوج بحران انجام دادند به راحتی می توان به هدف اصلی این ماجرا پی برد.

اما باید از طراحان این سناریو پرسید دنبال کدام وحدت هستند ؟! و منظورشان از واژه "ملی" چیست؟!

اگر قرار است با دنبال کردن یک طرح مثلا وحدت آفرین ـ بخوانید وحدت شکن ـ تمام اقدامات خرابکارانه و ضد وحدت ملی سران آشوب را نادیده گرفت و به خیال باطل اینکه دیگر گذشته ها گذشته و باید الان به وحدت ملی بیندیشیم خود بزرگترین ضربه به وحدت ملی و در راستای باب کردن قانون شکنی و آشوب طلبی است. اگر قرار بر این است با اجرای این پروژه اتفاقات اخیر را فراموش کنیم چه کسی جوابگوی خونهای ریخته شده جوانان این مرز و بوم از هر طرف که عده ای اغفال شدند و عده ای نیز برای جلو گیری از آسیب خوردن نظام و وحدت ملی و آرمانهای امام(ره) جان به کف گرفتند و توسط اراذل و اوباش اجیری کشته شدند خواهد داد؟!

و چه تضمینی وجود دارد که افراد قانون شکن و ضد انقلابی چون موسوی و خاتمی و شیخ ساده لوح کروبی جری تر نشده و به زعم اینکه در آینده نیز می توان با طرح دیگری از زیر تیغ قانون گریخت به اقدامات خرابکارانه دیگری دست نزنند؟!

حالا که افراد یاد شده از طرح وحدت ملی خوشحال به نظر می رسند به فرض مثال اگر در آشوب طلبی های خود موفق شده و به نتیجه می رسیدند آیا دم از وحدت ملی می زدند؟!

وحدت ملی زمانی تحقق می یابد که عدالت در مورد عاملان اغتشاشات بعد از انتخابات به اجرا در آید و مردم به این امید برسند که دیگر کسی نمی تواند چادر همسر محجبه خود را در جلو چشمانش از سرش پایین بکشد و در این حکومت هیچ کسی ٬دیگر جرات نمی کنددرروز روشن به خیابانها ریخته و کار بازاریان و کسبه را فلج کرده و به اموال عمومی خسارت وارد کند ٬ نه زمانی که مردم ببینند طرح این موضوعات صرفا برای گریز عده ای از قانون است و قرار است به برکت این طرح خوش رنگ و لعاب فراری هایی چون مهدی هاشمی با خیال راحت به ایران آمده و هر غلطی دلشان خواست مجدداانجام دهند و افرادی چون موسوی هر وقت دلش خواست بیانیه ای بر علیه ارمانهای نظام و امام داده و طرفداران خود را به آشوب طلبی تشویق کند.

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 14:29 توسط امین پورحجازی| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 15:41 توسط امین پورحجازی| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 15:38 توسط امین پورحجازی| |

از آنجا كه دولت دهم مدت‌هاست كه شكل گرفته و هنوز فاقد يك سخنگوي مورد نظر مي‌باشد، لهذا از جميع واجدين شرايط كه احساس خوش تيپي مي‌كنند و خود را خوش صحبت مي‌دانند، درخواست مي‌گردد تا در اسرع وقت با در دست داشتن مدارك لازم به يكي از شعبه‌هاي دولت در سراسر كشور مراجعه نمايند.


ذيلا به پاره‌اي از اين شرايط به طور فشرده و گاه با ايما و اشاره، اشاره مي‌شود.

1 - قادر به تكلم باشد: شخص سخنگو بايد بتواند صحبت كند. مگر اين كه به «سخن نگو» نياز باشد كه عجالتا نيازي نيست. البته فرق بين سخنگويي و سخنراني را هم بداند. سخنگو، سخنان خودش را نمي‌گويد. آنچه استاد خودش گفت بگو، مي‌گويد.

2 - همسرش سخنگوتر نباشد: يك سخنگوي كاردرست بايد كه محرم راز باشد و طوري نباشد كه فرضا عيال وي از او سخنگوتر باشد؛ او ماهي يك بار سخن بگويد و همسرش روزي يك بار يا بيشتر. اگر اين طوري باشد، نقش ارزنده سخنگو لرزنده مي‌شود و چنان كه بايد و شايد پررنگ نخواهد بود. يك سخنگو لازم است كه در انتخاب همسر لازم دقت بيشتر به عمل آورد كه معجزه هزاره چهارم از آب درنيايد.

3 - زن باشد بهتر است: سخنگو بايد خوش صحبت باشد و هميشه توي آستينش سخنان زيادي براي زدن داشته باشد. از آنجا كه سياست دولت فعلي نيز استفاده بهينه از زنان در پست‌هاي بالا مي‌باشد؛ فلذا خالي از لطف نخواهد بود كه براي اولين بار در طول تاريخ اين سرزمين و اطراف آن، يك زن سخنگوي دولت شود. به شرط آن كه او نيز در انتخاب همسرش دقت كافي به عمل آورده باشد.

4 - از حلقه نزديكان باشد: يك فرد سخنگوي دولت، هر چقدر كه به كانون قدرت دولت نزديك‌تر باشد، به همان ميزان از اطلاعات بيشتر و دقيق تري بهره مند است. چنان نخواهد بود كه مثلا سخنگو بيايد در پشت تريبون رسمي سخنگويي‌اش استعفا يا بركناري فلان وزير را شايعه و حتي دروغ سيزده بنامد و بلافاصله، چهار روز بعد، استعفا يا بركناري آنها از سوي دولت اعلام شود. سخنگو، نه بايد اطلاعات غلط تحويل ملت بدهد، نه اطلاعات سوخته كه مفتش گران مي‌باشد.

5 - چند شغله نباشد: يك سخنگوي موفق بايد بتواند به يك يا دو شغل اكتفا نمايد و خرج زن و زندگي‌اش را از همين راه و از راه حلال در آورد. چنان نباشد كه مثلا همزمان، هم سخنگوي دولت باشد، هم وزير دادگستري، هم عضو شوراي نگهبان، هم رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا، هم استاد دانشگاه، و هم يك پدر موفق و همسر نمونه. اينها همه‌اش وقت و حواس لازم دارد. فلذا اكتفا كردن به همان يك پدر موفق و يك همسر نمونه بودن و يك سخنگوي خوب شدن كفايت مي‌نمايد. براي بقيه شغل‌ها آدم هست. تا بخواهيد ما نخبه داريم. فقط يكي بايد جمع و جورشان كند كه ما مي‌توانيم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 15:37 توسط امین پورحجازی| |

هاشمي رفسنجاني معتقد به مشاركت حداقلي در انتخابات‌ها بود

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی که در اولين نشست جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسر كشور كه در دفتر اين اتحاديه برگزار شد، حضور يافته بود به تحلیلی از سیر روی کار آمدن اصولگرایان از انتخابات شورای شهر دوم تا انتخابات ریاست جمهوری دهم پرداخت. وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين ديدار گفت: هاشمي رفسنجاني همواره در مسائل اداري كشور مدل فكري‌اش اين بود كه مشاركت حداقلي در انتخابات به نفع مركزيت انقلاب است اما در آستانه انتخابات دوم خرداد، مقام معظم رهبري بر حضور حداكثري مردم در انتخابات تأكيد مي‌كنند.

 صفارهرندي با بيان اينكه براي تحليل آنچه در ماه‌هاي اخير در جامعه اتفاق افتاده است، بايد دو سطح سياسي و اجتماعي جامعه را تحليل كرد، اظهار داشت: در سطح سياسي بايد كنش‌هاي فعالان اين عرصه يعني اشخاص، چهره‌ها و شخصيت‌هاي برجسته و فعال در عرصه سياسي، احزاب و گروه‌ها را تحليل كرد همچنين در سطح اجتماعي بايد فعاليت‌ها، تلاش‌ها و كنش و واكنش‌هاي جريانات عمومي توده‌هاي مردم، نيروهاي اجتماعي و جريانات نخبه و تاثيرگذار در سطح اجتماعي را منظور كنيم.

وي افزود: در بحث سياسي بايد بپذيريم كه از اوايل دهه 80 تا سال 82 تحولات صورت گرفته در ساحت سياسي كشور تدريجا به ضرر جريان حاكم سياسي آن زمان كه قوه‌مجريه، قوه مقننه، شوراي شهر و شهرداري‌ را در اختيار داشت، حركت مي‌كرد، اما از سال 82 و با روي كارآمدن شوراي شهر دوم تغيير و تحول عظيمي در تهران و ديگر شهرهاي بزرگ رخ داد و شوراها از دست اصلاح‌طلبان خارج و به دست جريان اصولگرا افتاد.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 15:5 توسط امین پورحجازی| |

طنز: تولید روشنفكر با طعم قورمه سبزی در 5 دقيقه !

اگر جوات هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري بوده است، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانياليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد بسته هاي آموزشي " روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد!

- اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملات و شعار های جدید! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا لغت رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد دز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!

این شعار هم چاشنی اش: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران! و این یکی: مرگ بر روسیه!، ایضا: مرگ بر چین!

- ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده! ريش پروفسوري با یک تی شرت سبز جلبکی کم رنگ مي تونه يك كارگر افغاني رو به يك شهروند تهرانی فرهيخته بالاتر از جمشیدیه تبديل كنه!

البته در این ایام توصیه می شود هر طور شده خودتان را به رنگ سبز لجنی آغشته کنید حتی به مقدار یک لنگه جوراب یا یک خودکار سبز.

غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال:

• اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون لعنت بفرستيد!

• اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گل وشل"!

• مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي لس آنجلس زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!

هر چيزي كه مردم خيلي بهش اعتقاد دارند رو مسخره كنيد و بگویید تقلبیه یا دروغه. البته بعضي ها جلوتر رفته اند و خودشون رو هم حالا دیگه تقلبی می دونند كه ما تا اون حدش رو توصيه نمي كنيم!

اگر یک فرد بیکار یا هنرور درپیتی هستید به اتفاق سایر بیکاران و در پیتی های محله خود بیانیه با هزارتا امضا از خودتان در کنید مبنی بر اینکه دیگر با دولت کودتا همکاری نخواهید کرد شاید برای شما فرجی برسد و گره از بخت بسته شما باز شود

- كراوات و کفش کتانی تانکی سفید با چند نوار فسفری سبز رنگ ، نخ سبز بر مچ دست و تی شرت آستین کوتاه سبز کم رنگ خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سركوچه هم برويد به صورت نمادین با این تیپ بروید. براي اينكه در ذهنتان ملكه شود مي توانيد شبها نیز با این لباسها بخوابيد!

-اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه كنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد.

- پيتزا ديگه دمده شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند.

• مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد و يك چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب سرد سفارش بدهيد!

-داشتن یک وبلاگ ضروریه. البته اگر هنوز فرق بین کیس و مانیتور رو نمی دونید بروید به پاراگراف بعدی! قالب وبلاگ باید حتماً با پس زمینه سیاه و پسوند سبز باشه. سیاه نمادی است از خفقان ژرفنای درونی و فریادی از فراسوی فراخنای تاریکی های ظلمانی! و سبز هم که خودتون خوب می دونید! اسم وبلاگ هم باید یکی از این ها باشد: فریاد بی صدای سبز، اسیر حجم خلوت بی کسی، غریب غروب غربت غارغار سبز! برای مطالب توش هم میتونید یک کتاب از احمد شاملو و یک عکس از موسوی بگذارید بغل دستتون و هر هفته یه صفحه ازش تایپ یا اسکن کنید بریزید تو حلق وبلاگ!

-از زمان قدیم خيلي تعريف كنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا كمري 3 قرون بوده! البته سعي كنيد به مغزتون يه مقدار بيشتر فشار بياوريد و مثال بهتري بزنيد.

- سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!

- مدام به احمدي نژاد و کارهایش گير بدهيد، براي شروع مي توانيد به دماغش گير بدهيد! اگر آي كيوي بيشتري داريد مي توانيد به ديپلماسي، متودولوژي فكري ،اصول مداليته در مهار سياست دوگانه و انتخابات ... گير بدهيد و خواهان رفراندوم باشید . حالا رفراندوم برای چی مهم نیست! البته دولت وحدت ملی از همه اینها به روزتر و باکلاس تره.

- اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد. اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!

شما از رو نباید بروید فقط کافیه بگویید: تقلب شده! خلاصه به خیابونها بریزید و سطل زباله و اتوبوس و بانک آتش بزنید. البته اگر بتونید در این هیر و ویر چندتا بسیجی خفن موتورسوار را هم لت و پار کنید دیگه کار تمومه!

- ترانه های خارجی گوش بدهید و بی بی سی فارسی ببینید. هرچی بیشتر، بهتر!

خارجي و هرچي غير مجاز تر هم باشه بهتره! این خصیصه نشون ميده كه تمام مراحل روشنفكري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد!

- وقتي در مورد رئيس جمهور هاي خارجي صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي اوباما" يا " پرزيدنت اوباما" یا پرزیدنت اسحاق رابین! وبه ریيس جمهور خودمان بگوييد:" محموت" یا "ان"!

- يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره! و اگر تونستید یک روبان سبز هم بهش ببندید خیلی آپ تو دیت می شود.

- اگر دختر هستيد بايد مانتوی سبز شما تنگ باشد! تنگ تر از بقيه ! خيلي تنگ! اونقدر كه موقع غذا خوردن مجبور شويد دكمه هاي جلوي آن را به صورت موج مكزيكي به ترتيب باز و بسته كنيد تا لقمه پايين برود!

و بالاخره مانیفست روشنفکری ۸۸

- کتاب های فروغ فرخزاد، صادق هدایت، سروش و گوگوش کتب اربعه ی روشنفکران سنتی بوده (حالا خيلي به آخري گير نديد بيشتر با سي دي حال مي كنه!) و در ابعاد سیاسی هم فعلا حمایت از موسوی و کروبی و هاشمی مثلث قائم الزاویه روشنفکری محسوب می شوند.

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 10:52 توسط امین پورحجازی| |

> بی شک رخدادهای پس از انتخابات 22خرداد88 و موضع گیری های متفاوت و گاه متعارض اشخاص، گروه ها و احزاب نسبت به آن، تاثیرات عینی غیر قابل انکاری را در بدنه جامعه نهاده است بگونه ای که تبعات آن در ارتباطات مردم و بصورت ماهوی در فضای دانشجویی قابل رصد خواهد بود. 

                   

در کلام امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، دانشگاه از چنان عمق تاثیرگذاری در سطوح مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برخوردار است که اصلاح مملکت منوط به اصلاح دانشگاه شمرده شده است.

این سطح اهمیت و جایگاه رفیع دانشگاه سبب شده تا برخی جریانات مغرض از دانشگاه بعنوان میدان نبرد و از دانشجو به مثابه پیاده نظام این میدان جهت نیل به اغراض و اهداف سیاسی و تصفیه حسابهای شخصی سوء استفاده نمایند.

در این نوشتار کوشش شده است تا عوامل شکل گیری اغتشاشات اخیر و چرایی کشیده شدن آن به فضای دانشگاه و راهکارهای پیش رو جهت مقابله مورد بررسی قرار گیرد.  

>> «القاء تقلب» پروژه ای که مدتها پیش از انتخابات 22 خرداد بصورت کاملا هماهنگ میان جریانهای معارض داخلی و خارجی کلید خورد بگونه ای که تجدیدنظرطلبان مدعی دموکراسی در رسانه های بیشمار مکتوب و غیرمکتوب خود در انتخابات برگزار نشده تشکیک کردند! که این خود واکنشی پیش دستانه به شکستی بود که طیف مذکور علم به آن داشتند. پس از مشخص شدن پیروزی قاطع احمدی نژاد در انتخابات، طیف موسوی و اطرافیانش با یارگیری ها و شبکه سازی های ایجاد شده، وارد فاز اردوکشی خیابانی شدند تا عقده های حزبی را با پیاده نظام فراهم آمده کف خیابانها با نظام تصفیه کنند تا به تئوری سعید حجاریان مبنی بر فشار از پایین و چانه زنی از بالا جامه عمل پوشانده باشند، اما این تحرکات به مرور زمان از فاز انتظامی وارد فاز امنیتی شد و نیمه پنهان اقدامات موسوی و طیف متبوعش در راستای تضعیف و تغییر نظام برای عموم مردم مشخص شد تاجایی که هم اکنون در فراخوان های مسلسل وارشان با نه بزرگ مردم مواجه می شوند.

          

نشانه های متعددی دال بر سازماندهی بودن و هدفمند بودن تحرکات اخیر در دست است که از آن جمله بصورت اختصار میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

-


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 11:15 توسط امین پورحجازی| |

 دوشنبه 26 مرداد، با معارفه آيت ا... صادق لاريجاني به سمت رياست قوه قضائيه، دستگاه قضايي كشور، وارد فاز جديدي شد. با توجه به شرايط حساس كنوني و تغيير و تحولات مديريتي در اين اوضاع و احوال، توجه جناب آقاي لاريجاني را به نكاتي چند جلب مي‌كنيم.

1. مقام معظم رهبري، جناب عالي را به عنوان شخصيتي محقق، فرزانه و كسي كه داراي روحيه و توان نوآوري و ابتكار مي‌باشد معرفي كردند و فرمودند: “اكنون چشمداشت سلامت اركان و اتقان احكام و سرعت و سهولت در اجراي عدالت، از دادگستري جمهوري اسلامي، انتظاري به حق است كه مسؤولان اين پيكره عظيم و دستگاه‌هاي جانبي بايد در برآوردن آن با همه توان از هيچ كوشش و ابتكاري فروگذار نكنند”

آقاي لاريجاني! رياست شما بر قوه قضائيه در حالي آغاز مي‌شود كه دكتر احمدي نژاد دوره دوم مسؤوليت خود را همراه با كوله باري از تجربه براي مقابله با مفسدان و اجراي عدالت شروع كرده است. همكاري و همگرايي شما و رئيس جمهور مي‌تواند نشاط آفرين و اميد بخش باشد و فصل نويني در ارتباط با دو قوه مهم كشور (مجريه و قضائيه) براي خدمت به مردم آغاز شود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 11:26 توسط امین پورحجازی| |

خرسند شدیم از اینکه امروز رنگی دگر است نه رنگه دیروز

تا شب نشده رنگ دگر شد.

گفتند از این نکته هزار نکته بیاموز...

فریاد زدیم که چرخ گردون:لیلا تو نداده ای به مجنون

فریاد برآمد آنکه:خاموش. کم داد اگر نگیرد افزون

خاموش شدیم و در خموشی رفتیم سراغ میفروشی.

فریاد زدیم:دوای ما کو. گویند:دواست باده نوشی.

هشیار نشد مگر که مدهوش . این باره گران بگیرم از دوش.

آرام کنار گوش ما گفت:این بار گران تو مفت مفروش.

از خود به کجا شوی تو پنهان از خود به کجا شوی گریزان.

بیداری دل چنین مخوابان سخت آمده است مبخش آسان.

هشیار شدیم از اینکه هستیم.رفتیم و در میکده بستیم.

با خود به سخن چنین نشستیم:ما باده نخورده ایم و مستیم؟

مسجد سر راه از آن گذشتیم. بر روی درش چنین نوشتیم:

در میکده هم خدای بینی با مرد خدا اگر نشینی.

نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 11:2 توسط امین پورحجازی| |

رهبر معظم انقلاب، انتخابات دهم ریاست جمهوری را میدان امتحان نخبگان دانستند ، نخبگانی از جنس مردان سیاست و حتی از جنس مردانی در لباس دین . یکی از کسانی که در این انتخابات مردودیش بیش از گذشته برای همه آشکار شد ، آقای صانعی بود . ایشان که به بهره گیری از فتوای عجیب و غریب و همت روزنامه های زنجیره ای مورد حمایت غرب و مصاحبه با تریبون هایی مانند بی بی سی توانست در دوره حاکمیت اصلاح طلبان عنوان مرجع تقلید را برای خودش دست و پا کند، خیلی زود با رفتارها و مواضع و فتاوای بی مبنایش جایگاه خود را از دست داد، چه این که شخصیت هایی از این دست شاید برای چند روزی بتواند دکان و دستکی فراهم کنند اما هرگز نمی توانند این عناوین را برای خود ماندگار نگه دارند.

 

از یاد نمی برم در سال 1380 وقتی آقای خاتمی برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید، عده ای موتورسوار با ظاهر وشعاری کاملا متفاوت از مردم عادی در شهر قم مانور می دادند و از جمله در برابر دفتر و بیت همین فرد برای دقایقی به کف و صوت پرداختند و البته حضرت آیت الله هم آنان را در کف زدن یاری کرد! همان شب این جماعت موتورسوار را دیدم که در خیابان های قم روحانیون را مسخره می کردند. فردای آن روز خدمت آیت الله مصباح رسیدم و گفتم حاج آقا ؛ عمامه به سری رای آورده ، اما عمامه به سران مسخره می شوند، حکمت چیست و استاد محترم دردمندانه از راز دنیای وارونه آن روز سخن گفت و ما را دعوت به صبر کرد.......

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 11:18 توسط امین پورحجازی| |

سوسن کشاورز ، فاطمه آجورلو و مرضیه وحید دستجردی ، سه بانویی هستند که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی برای وزارت معرفی شده اند و البته معلوم نیست که بتوانند عنوان اولین وزیر زن را نیزبه خود اختصاص دهند.
 
با این حال آنچه مسلم است این که اگر هیچ کدام از آنها رأی نیاورند ، باید تا مدت های مدیدی پرونده تصدی پست های عالی توسط زنان در جمهوری اسلامی را مختومه بدانیم ، زیرا اگر مجلس اصولگرای هشتم در دولت اصولگرای احمدی نژاد ، ورود زنان به کابینه را رخصت ندهد ، دیگر به سختی می توان شرایطی مهیاتر از این را تصور کرد و بتوان در آن شاهد وزیر شدن زنان بود.

احمدی نژاد با معرفی چند زن به عنوان وزیر ، سدبزرگی را در مسیر پیشرفت زنان شکسته است ولی اگر مجلس هیچ کدام از این سه زن را به دولت راه ندهد ، سدی بزرگ تر در مسیر حرکت اجتماعی و سیاسی زنان ایجاد خواهد شد.

در چنان صورتی ، چه کسی  را باید مقصر دانست؟

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 13:31 توسط امین پورحجازی| |

چهارمين دادگاه رسيدگي به حوادث اخير در حالي برگزار شد كه بسياري از همان ابتدا منتظر اظهارات سعيد حجاريان بودند. سعيد حجاريان از آن رو مهم است كه در مورد اثرگذاري عميق و ريشه اي او بر جريان اصلاحات توافق نظر وجود دارد. بسياري از اثرپذيري سيد محمد خاتمي و ديگر رهبران اصلاحات از او مطلع هستند و آنچنان كه تاريخ 12 ساله‌ي اخير نشان داده است، هيچ‌گاه جهت گيري ها و راهبردهاي اصلي جريان اصلاحات خالي از نشانگان فكري و راهبردي حجاريان نبوده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 13:25 توسط امین پورحجازی| |

در میانه رخدادهای ریز و درشت واقع شده در آشوب‌های پس از انتخابات و آنگاه که اظهارات حجت‌الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی در قامت امام جمعه موقت تهران، موجبات مدح رسانه‌های حامی موسوی را فراهم آورد، واکنش‌های فراوانی در انتقاد به این رویه اتخاذ شده هاشمی رفسنجانی پدیدار شد اما شاید هیچکدام آنها در قواره بیانیه هشدارگونه مجلس خبرگان رهبری خطاب به هاشمی رفسنجانی نبود؛ آنجا که اکثریت قاطع این مجلس (فقط 8 عضو مخالفت کردند) در بیانیه‌ای صریح خطاب به هاشمی این تحلیل را برای اصحاب سیاست و رسانه به‌وجود آوردند که خبرگان ملت استفاده از جایگاه و شأن مجلس خبرگان در راستای منافع شخصی و گروهی را تاب نمی‌آورند و با خاطیان بدون لحاظ هیچ‌گونه «مصلحت»‌ي برخورد خواهند کرد، حتی اگر این مشی توسط رئیس این مجلس مشق شده باشد. به اعتقاد کارشناسان، بیانیه مجلس خبرگان آخرین امیدهای مخالفان دولت که نتوانستند در انتخابات رقیب خود را شکست دهند،‌ برای سوء استفاده از جایگاه قانونی هاشمی رفسنجانی براي تضعیف دولت ناکام گذاشت. از سوی دیگر تاکید بیانیه مجلس خبرگان بر اعلام موضع حمایت صریح هاشمی رفسنجانی از مواضع رهبر انقلاب درباره وقایع پس از انتخابات،‌ به منزله اتمام حجت خبرگان ملت با افراد ناراحت از نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری بود. این رفتار مجلس خبرگان موجب آن شد تا جمعیت مخالف احمدی‌نژاد برای مدتی از رایزنی‌های خود در حوزه‌های فقهی و دینی در جهت اهداف گروهی خود چشم‌پوشی کنند اما برخی سیاسیون، نا امید نشده و در سفرهای متعدد و دیدارهای مختلف درصدد تحقق اهداف سیاسی خود به واسطه تاثیرگذاری در این حوزه بوده و هستند. این رایزنی‌های متعدد سرانجام منجر به تشکیل جلسه‌ای متشکل از چهره‌های نامی مخالف احمدی‌نژاد با دستور کار مانور در حوزه روحانیون شد. به گزارش «وطن امروز» در این جلسه که اخیرا برگزار شده، برخی روحانیون زاویه‌دار با حاکمیت و نظام و نیز برخی سران مخالف احمدی‌نژاد حضور داشتند و به تبادل‌نظر درباره چگونگی تخریب و تضعیف دولت دهم و به تبع آن فشار بر حاکمیت پرداختند. حضار در این جلسه پس از مطرح شدن همه نظرات پیشنهادی، راهکار یکی از چهره‌های پرنفوذ که سابقه ارشد اجرایی نیز در کارنامه خود دارد را مورد بحث و بررسی قرار دادند و نهایتا رای به پذیرش و پیگیری این راهکار دادند. بر اساس شنیده‌های خبرنگار «وطن امروز» راهکار مورد اشاره در 2 مرحله طراحی و پیگیری می‌شود.
گره‌های کور
در چاره‌اندیشی اين گروه برای اهتمام فراوان در جهت تغییر شرایط موجود و تضعیف دولت و حاکمیت، اقدام اول، ایجاد گره‌های کور در مناسبات دولت دهم با دیگر قوا و نهادهای غیردولتی است. این اقدام در راستای مرحله اول این راهکار یعنی تضعیف دولت دهم دنبال می‌شود و بر اساس آن همه افراد یا گروه‌های مخالف دولت در هر سازمان غیردولتی یا نهادهای حکومتی باید شرایطی را فراهم کنند تا مناسبات دولت با آن سازمان یا نهاد را به چالش کشیده و اصطلاحا این مناسبات دچار «گره کور» شود. در همین راستا کمیته مسؤول پیگیری این طرح، تمرکز خود را بر مناسبات دولت و مجلس قرار داده و علت این موضوع را نیز حجم گسترده مراودات میان این 2 قوه تحلیل کرده است. در همین راستا مقرر شده است کمیته مورد نظر همه طرح‌ها و لوایح در دستور کار مجلس و دولت تا انتهای سال جاری را بررسی کرده و نقاطی که احتمال اختلاف‌نظر و چالش درباره آنها وجود دارد را مشخص و زمینه‌سازی‌های لازم را در جهت بحرانی کردن مناسبات دولت و مجلس انجام دهد. البته در بررسی‌های انجام شده، به دلیل فرآیند علمی و فنی طی شده توسط کارشناسان مجلس و دولت درباره طرح تحول اقتصادی، این موضوع فعلا از دستور کار این کمیته خارج شده اما تمرکز اصلی و کوتاه‌مدت بر «رای‌ اعتماد» مجلس به وزرای پیشنهادی است به‌گونه‌ای که طراحان اصلی تاکتیک «گره کور» با رایزنی‌های گسترده با مجلس در تلاشند، دولت را با چالش عدم رای اعتماد مجلس مواجه ساخته و برای چندین ماه قوه مجریه را مشغول برخی رایزنی‌ها و احتمالاً امتیازدهی کرده و عملاً از آغاز به کار برای تحقق اهداف و برنامه‌های جدید محروم سازند.گفتنی است، مقدمات این طرح هفته گذشته انجام شده و متاسفانه برخی ملاقات‌ها نیز در راستای این تاکتیک انجام پذیرفته است. البته شنیده شده اخیراً برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس با توجه به دیدار اخیر با رهبر انقلاب و رهنمودهای ایشان براي تعامل و همکاری با دولت درصدد حداکثر تعامل با دولت دهم در موضوع رای اعتماد به وزرا و همچنین ناکام گذاشتن توطئه مخالفان دولت در ایجاد تیرگی در مناسبات دولت و مجلس هستند.
خبرگان موازی
اما مرحله دوم راهکار مخالفان فشار بر حاکمیت از طریق گره‌های کور طراحی شده براي تضعیف دولت احمدی‌نژاد است. براساس اخبار موثق، محور راهکار پیشنهادی مخالفان اصلی احمدی‌نژاد، تشکیل جمعی است که خود آن را «خبرگان موازی» نامیده‌اند.تشکیل جمعی با نام «خبرگان موازی» فارغ از
عدم‌ وجاهت علمی قاطبه حاضران آن، در واقع مرحله سرنوشت‌ساز مخالفان احمدی‌نژاد است و با محقق شدن مرحله اول که تضعیف دولت دهم است، قرار است کلید زده شود. به گونه‌ای که در صورت ایجاد گره‌های کور در مناسبات و معادلات دولت و سایر قوا و نهادهای نظام، «خبرگان موازی» که در واقع تشکیل شده‌ از بعضی اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، مجمع روحانیون مبارز و برخی روحانیون زاویه‌‌وار با نظام در مشهد و قم است، وارد عمل شده و با فشار بر حاکمیت و انتقاد از حمایت‌های حاکمیت از دولت احمدی‌نژاد، درصدد پیگیری اهداف خود و اخذ امتیازاتی از حکومت است تا منافذ جدیدی را در عرصه تصمیم‌گیری و تاثیرگذاری کشور ایجاد کند. شنیده‌های خبرنگار «وطن‌امروز» حاکی از آن است که سرگروه مخالفان احمدی‌نژاد در جلسه مزبور، در سفرهای اخیر خود به قم و مشهد اهتمام فراوانی برای جلب نظر برخی روحانیون سرشناس و قوت گرفتن موضوع تشکیل مجلس خبرگان موازی انجام داده است. البته این اقدامات در حالی است که به نظر می‌رسد حلقه فشار افکار عمومی بر ناراضیان نتیجه انتخابات و مدعیان تقلب و حوادث ناگوار پس از آن که با تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم برخی از این افراد انجام پذیرفت، شرایطی را به وجود آورده که پیگیری چنین طرح‌هایی را به منزله یک «انتحار سیاسی» می‌توان تعبیر کرد. بویژه اینکه تلاش برای ایجاد مجلس خبرگان موازی به واسطه حساسیت و جایگاه فوق‌العاده این مجلس و نیز شرایط خاص و سرنوشت‌ساز عرصه نخبگان می‌تواند به مثابه جنگ تمام‌عیار با نهاد روحانیت، علمای تراز اول و یک «پرتگاه» برای دنبال‌کنندگان این طرح‌ها تلقی شود.

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 16:26 توسط امین پورحجازی| |


Design By : Night Skin





Powered by WebGozar